عبد الله الأنصاري الهروي ( خواجه عبد الله الأنصاري )
755
كشف الأسرار وعدة الأبرار ( تفسير خواجه عبد الله انصارى ) ( فارسى )
بود ، و در همه حال با وى بودى . عيسى بر كوه شد ، فريشته آمد ، و دو بازوى وى بگرفت ، و به آسمان برد . ربّ العالمين شبه عيسى بر آن رقيب افكند ، پس جهودان او را ديدند ، پنداشتند كه عيسى است ، وى ميگفت : من نه عيسى ام ، او را براست نداشتند ، و بكشتند . پس چون او را كشته بودند صورت وى بر صورت عيسى ديدند ، امّا جسد وى نه جسد عيسى بود . ايشان گفتند : الوجه وجه عيسى و الجسد جسد غيره . پس مختلف شدند . قومى گفتند : اين عيسى است ، قومى گفتند : نيست . اينست كه اللَّه گفت : وَ إِنَّ الَّذِينَ اخْتَلَفُوا فِيهِ لَفِي شَكٍّ مِنْهُ اى من قتله . سدى گفت : اختلاف ايشان در عيسى آنست كه گفتند : ان كان هذا عيسى فاين صاحبنا ؟ و ان كان هذا صاحبنا فاين عيسى ؟ و گفتهاند : اين اختلاف اختلاف ترسايان است در وى ، كه بسه گروه شدند در عيسى : گروهى گفتند : انباز است . گروهى گفتند : اللَّه است . گروهى گفتند : پسر است . ما لَهُمْ بِهِ مِنْ عِلْمٍ يعنى : ما لهم بعيسى من علم ، قتل او لم يقتل . ميگويد : ايشان را به حال عيسى علم نيست ، كه او را كشتند يا نكشتند . إِلَّا اتِّباعَ الظَّنِّ - لكن گمان مىبرند و بر پى گمان خود ايستادهاند . وَ ما قَتَلُوهُ يَقِيناً - معنى آنست كه ايشان يقين نهاند كه عيسى است كه وى را كشتهاند . معنى ديگر گفتهاند : وَ ما قَتَلُوهُ يَقِيناً كار عيسى و ناپيدا شدن وى را از زمين معلوم نكردهاند نيك ، و به آن نرسيدهاند به بىگمانى ، و اين از آن بابست كه گويند : قلت هذا الدّواء فى هذا الماء . پارسى گويان گويند : فلان در كارى شود تا خون از آن بچكد . به اين قول : وَ ما قَتَلُوهُ اين « ها » با علم شود . تقول العرب : قتلت الشّىء علما ، اذا استقصى النّظر فيه حتّى علم علما تامّا . قول عطا درين آيت آنست كه : عيسى نزديك پير زنى فرو آمد ، و از وى مهمانى خواست . پير زن گفت : پادشاه ما مردى را طلب مىكند برين صفت كه تويى ، و من